در مسیر معرفت خوف و خطر هم لازم است - تاریخ: 1399/2/3 ساعت: 18:48
تازه فهمیدم که گاهی درد سر هم لازم استxa0در مسیر معرفت خوف و خطر هم لازم استxa0xa0با گداز سینه ی ققنوس روشن شد که گاهدر هوای نو شدن سوز شرر هم لازم استxa0xa0تا نباشد جای ناکس بر فراز کوه عشقوادی حیرانی و زخم سف
خبط اول قابل اغماض بود - تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 6:10
شکل تخم است این زمین و بی گماناهل آن تخمی تر است از شکل آنxa0با هبوط شوم موجودی پلشت xa0بی ثبات xa0و xa0واژگون شد آسمانرنگxa0 از رخسار آیینه پریددمدمی شد آفتاب مهربانxa0گیج xa0و حیران شد زمین و دور خویشدایما چرخید
کاش آدم را نمی راند از جنان - تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 6:10
شکل تخم است این زمین و بی گماناهل آن تخمی تر است از شکل آنxa0xa0با هبوط شوم موجودی پلشت xa0بی ثبات xa0و xa0واژگون شد آسمانxa0رنگxa0 از رخسار آیینه پریددمدمی شد آفتاب مهربانxa0xa0گیج xa0و حیران شد زمین و دور خویشدایما چرخ
دل دوباره کار دستم داده است - تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 6:10
دل دوباره کار دستم داده استxa0بس که بازیگوش xa0و صاف و ساده استxa0یک نظر غافل شدم دیدم که باز xa0رفته و در xa0دام عشق افتاده است xa0خود سر وحشی نفهمیدهxa0هنوز xa0عشق رنج آور تر از قلاده است xa0کاش میفهمید زیر بار عشق xa0بیستون سخت هم واداده است xa0عقل آدم عشق را ممنوعه کردxa0دل ولی لجباز و حوا زاده ...
یک زندگی بی درد در شان بشر نیست - تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 6:10
آری عزیزم زندگی بی درد سر نیست xa0یک زندگی بی درد در شان بشر نیستxa0روح تهی از عشق مثل سایه ی سرد xa0همراه تن می آید اما همسفر نیستxa0خالی شدند از محتوا شیران در سیرکاین زندگی کردن به هر قیمت هنر نبستاز گرگ و میشxa0زندگی می ترسم ، آری xa0وقتی ته آن آفتابی جلوه گر نیست xa0گفتی که سخت عاشق شدی، اما گل...
جاری تر از رود کر - تاریخ: 1398/8/27 ساعت: 7:26
مداحم و بند و بار خود را بستم xa0با مدح به جمع اغنیا پیوستمxa0این حال خوش و زندگی راحت را xa0مدیون xa0غم xa0و xa0مرگ وxa0مصیبتxa0هستماسد زارعی
سالها مشتاق میلاد تو بودم ، آفتاب! - تاریخ: 1398/8/27 ساعت: 7:26
xa0بعد دیدار تو چشمم xa0صاف وxa0روشن تر شدستقلب مردابی و سردم غرق نیلوفر شدستxa0سالها مشتاق میلاد تو بودم ، آفتاب!xa0با تو غم چون شبنم و دل سبزه و شبدر شدستxa0آشنا کردی مرا با شور و سرمستی و مهرمستم از جام تو و ا
احساس جوانه و تب باران را در جان تبر بدست جاری بکنیم - تاریخ: 1398/1/24 ساعت: 13:06
ای اره ! بیا درختکاری بکنیم#xa0عاشق بشویم و بی قراری بکنیم#احساس# جوانه# xa0وتب باران# راxa0در جان تبر بدست# جاری# بکنیم xa0یک عمر شکستیم xa0و xa0پریشان کردیم xa0یک چند xa0بیا آینه داری بکنیمxa0ما زاده و پرورده ی خاکیم ، بیاxa0این مام xa0بریده xa0را بهاری بکنیمبنگر به تن بی رمق و زخمی عشق!حق است تما...
یک طلوع روشن و یک صبح زیبا مال تو - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:28
xa0 xa0 xa0یک وبلاگ طلوع کلمه وبلاگ روشن کلمه و یک صبح وبلاگ زیبا کلمه مال تو در شروعی سبز و وبلاگ روشن کلمه وبلاگ روشن کلمه ی ها مال توxa0 ضمن تقدیم دلی آکنده از عطر بهشت هر چه وبلاگ زیبا کلمه یست در دستان دنیا مال تو هدیه ای در خور ندارم باز تقدیمت کنمxa0 جان من! این جان بی مقدار شیدا مال تو ای که...
جان من این جان بی مقدار شیدا مال تو - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:28
xa0 xa0 xa0یک طلوع روشن و یک صبح زیبا مال تو در شروعی سبز و روشن روشنی ها مال توxa0 ضمن تقدیم دلی آکنده از عطر بهشت هر چه زیبایست در دستان دنیا مال تو هدیه ای در خور ندارم باز تقدیمت کنمxa0 جان من! این جان بی وبلاگ مقدار کلمه وبلاگ شیدا کلمه مال تو ای که بی رحمانه زیبایی سفیر آفتاب! دل تمام هستی من ...
حتی اگر از فرط عبادت باشد - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:28
این پینه که دال بر ریا کاری توست xa0 یا مفت خوری و داغ xa0بی عاری توست xa0 حتی اگر از فرط وبلاگ عبادت کلمه وبلاگ باشد کلمه افراط گرایی و ز بیماری توست xa0 اسد زارعی xa0مرودشتی
مرگ مرا باور نکن - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:28
من روشن ترین ترانه ها را ترنم کردم xa0با اینکه شب آلود ترین واژه ها را به من دادند باریدم وخورشید دود اندود را شستم xa0 اگر چه آفتاب حایل شب های عمر من نبود و xa0با همه بد قراری ها بیقرار ماندم xa0 مرگ مرا وبلاگ باور کلمه نکن من آلام عشق را التیام بخشیده ام xa0 xa0 اسد xa0زارعی مرودشتی xa0 xa0 xa0
زمهریر بی کسی و لرزش دستان تنگ - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:28
دست دادم ، مرگ بی انصاف دستش را کشید شرم بر آواره گی ، مرگم مرا قابل ندید xa0 جان رنجور و رمیده در قفس آشفته است xa0کاش در وا می شد و این مرغ وحشی می پرید xa0 وبلاگ زمهریر کلمه بی کسی و وبلاگ لرزش کلمه وبلاگ دستان کلمه تنگ زندگانی پیله ی تاری به دور ما تنیدxa0 xa0 زندگی گاهی چنان بی رحم می گردد که ک...
از خون شقایقان شفق رنگین است - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:28
xa0 گل از گل گرم عاشقان تزیین است xa0از خون وبلاگ شقایقان کلمه شفق وبلاگ رنگین کلمه است پیمانه ی عمرعاشقی شام شکست که این گونه هوای صبح عطر آگین است xa0 رباعی اسد زارعی xa0مرودشتی
دزد گیر دهکده عمدی ز کار افتاده است - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:28
یک شبه قارون تر از قارون شدی ، بی اعتبار؟! xa0 xa0جیب مردم را زدی آخر، خبیث نابکار؟! xa0 xa0 xa0 کدخدا را دیده و ده را چپاول کرده ای؟ xa0 یا نهانی با نگهبانان تعامل کرده ای؟ xa0 xa0 xa0 تخم از ما بهترانی ، ای حرامی دم
من خدایی دوست می دارم جهانی تر از این - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:28
من وبلاگ خدایی کلمه می پرستم آسمانی تر ازاینxa0 قهرمانی با درفشی کاویانی تر از این رب رویاهای من دادار آب و روشنی است نازک اندیشی لطیف و پرنیانی تر از اینxa0 کبریایی نیست چندان این خدای داعشی من امیری را هوا وبلاگ دارم کلمه کیانی تر از این در نظر xa0 وبلاگ دارم کلمه وبلاگ خدایی کلمه عاشق و افسانه ای...
و چه سنگین به من آموخت زمان - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:28
ماه من ! xa0روشنی ماه منیر؛ xa0 xa0سخت مدیون شب تاریک است؛ xa0 از xa0سیاهی سخن شب زده دلگیر نشو! xa0 xa0فارغ xa0از حسرت دیروز وغم فردا باش؛ xa0 تا که امروز تو ، مات و متلاطمxa0xa0نشود! xa0 زندگی فرصت بی تکرار استxa0 xa0 اگر عاشق
آنکه به جان من جلا داد تویی - تاریخ: 1396/9/18 ساعت: 20:49
آنکه به جان من جلا داد ,تویی xa0xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0آنکه به سوی تو جلا کرد, منمxa0 آنکه مرا زخود رها کرد توییxa0 آنکه دل از غیر تو وا کرد منم آنکه به من روی نکو داد توییxa0 آنکه ز روی تو حیا کرد منمxa0 آنکه مرا حس وهنر داد xa0،تویی xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 آنکه تو را غرق دعا کرد، منمxa0 . . . آنکه...
عرض کردم به خدا راز خداوندی چیست ؟ - تاریخ: 1396/9/18 ساعت: 20:49
گل من ! شهد لبت شور xa0شفا می بخشدxa0 عطر تو بهتر از اکسیر بقا می بخشد گرمی مهر تو آنقدر لطیف است، عزیز! که به امثال صبا نیز وفا می بخشد . . . نازنینم! تو اگر ناز نمایی چه کسی؟ سر و سامان به من بی سر و پا می بخشد! xa0تو نباشی من بی معرفت و سر به هواxa0 به سر ساده ی من باد فنا می بخشد عرض کردم به خدا...
گل من ! شهد لبت شور شفا می بخشد - تاریخ: 1396/9/18 ساعت: 20:49
گل من ! شهد لبت شور شفا می بخشدxa0 عطر تو بهتر از اکسیر بقا می بخشد گرمی مهر تو آنقدر لطیف است، عزیز! که به امثال صبا نیز وفا می بخشد . . . نازنینم! تو اگر ناز نمایی چه کسی؟ سر و سامان به من بی سر و پا می بخشد! xa0تو نباشی من بی معرفت و سر به هواxa0 به سر ساده ی من باد فنا می بخشد عرض کردم به خدا را...

برچسب‌های مرتبط

من عاشق کاکتوس بودم یک عمر | من خودم بودم ویک حس غریب | من خودم بودم یک حس غریب | شرم عشق | شرم عشقی | ز شرم عشق خموشم | زيديني عشقا شرم الشيخ | تولدت مبارک | توم وجيري | توافق الابراج