اشعاراسد زارعی مرودشت جاری تر از رود کر

متن مرتبط با «من عاشق کاکتوس بودم یک عمر» در سایت اشعاراسد زارعی مرودشت جاری تر از رود کر نوشته شده است

میلاد من

  • نیلوبلاگ

    میلاد سرآغازتمام رنج های ما است ، و ما هرساله آن را جشن میگیریم .دلنوشته اسد زارعی مرودشتی + نوشته شده در ساعت 22 توسط شعر مرودشت . انجمن شاعران  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • (نیایش ) الهی دلی ده که عاشق شوم.

  • نیلوبلاگ

    الهی دلی ده که عاشق شومنشانی به دل تا شقایق شومسری ده که گر سر شود شرط عشقنبازم من آن شرط ولایق شومچنان مست خود کن که بی چشم وگوشتوانا به درک حقایق شومقراردل بی قرارم تو باشکه عاشق ترین خلایق شومبنوشان مرا جامی از معرفتکه بر هرچه غیر از تو فایق شوم .( شعر اسد زارعی مرودشت) + نوشته شده در ساعت 21 توسط شعر مرودشت . انجمن شاعران ایران  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • مامور خدا هم ضعفا را میکشت

  • نیلوبلاگ

    با فاصله ها عاطفه ها را مي كشت مي گشت و درد آشنا را مي گشت گڤتند كه مأمور غضبناك خداست مأمور خدا هم ضعفا را مي گشت شعر اسد زارعي مرودشتي...

    ادامه مطلب
  • در سستی عمر مثل شبنم هستیم

  • نیلوبلاگ

    درسستی عمر مثل شبنم هستیم در حسرت و غم اشرف عالم هستیم ما نیز رجیمیم ، ولی بی تقصیر ما دربه دران وارث آدم هستیم شعر اسد زارعی مرودشتی...

    ادامه مطلب
  • عمری متنعم شدم از دولت جمعی

  • نیلوبلاگ

    چون قالب خاکی من از روح تهی شددر دامنه ای دور رهایش بنماییددر وادی کوهی که عقابان گرسنههر سوی روانند پی تکه غذاییباشد که بگرددسبب شادی جمعیخشنود کندحالی و خوشبوی هواییبیهوده چرا در سفر خاک بپو...

    ادامه مطلب
  • یک زندگی بی درد در شان بشر نیست

  • نیلوبلاگ

    آری عزیزم زندگی بی درد سر نیست یک زندگی بی درد در شان بشر نیستروح تهی از عشق مثل سایه ی سرد همراه تن می آید اما همسفر نیستخالی شدند از محتوا شیران در سیرکاین زندگی کردن به هر قیمت هنر نبستاز گرگ و میشزندگی می ترسم ، آری وقتی ته آن آفتابی جلوه گر نیست گفتی که سخت عاشق شدی، اما گل مندر دستهای سبز عاشق که تبر نیستمن طی دهها بار گردش گرد خورشیدروشن شدمسر قد دل صاحب نظر نیستشعر اسد زارعی مرودشتی...

    ادامه مطلب
  • سالها مشتاق میلاد تو بودم ، آفتاب!

  • نیلوبلاگ

    بعد دیدار تو چشمم صاف وروشن تر شدستقلب مردابی و سردم غرق نیلوفر شدستسالها مشتاق میلاد تو بودم ، آفتاب!با تو غم چون شبنم و دل سبزه و شبدر شدستآشنا کردی مرا با شور و سرمستی و مهرمستم از جام تو و ا...

    ادامه مطلب
  • یک طلوع روشن و یک صبح زیبا مال تو

  • نیلوبلاگ

    یک وبلاگ طلوع کلمه وبلاگ روشن کلمه و یک صبح وبلاگ زیبا کلمه مال تو در شروعی سبز و وبلاگ روشن کلمه وبلاگ روشن کلمه ی ها مال تو ضمن تقدیم دلی آکنده از عطر بهشت هر چه وبلاگ زیبا کلمه یست در دستان دنیا مال تو هدیه ای در خور ندارم باز تقدیمت کنم جان من! این جان بی مقدار شیدا مال تو ای که بی رحمانه وبلاگ زیبا کلمه یی سفیر آفتاب! دل تمام هستی من بود، حالا ، مال تو لایه لایه چیده ام احساس ها را روی هم تا شده این شعر با احساس ، تنها، مال تو شعر اسد زارعی مرودشتی...

    ادامه مطلب
  • جان من این جان بی مقدار شیدا مال تو

  • نیلوبلاگ

    یک طلوع روشن و یک صبح زیبا مال تو در شروعی سبز و روشن روشنی ها مال تو ضمن تقدیم دلی آکنده از عطر بهشت هر چه زیبایست در دستان دنیا مال تو هدیه ای در خور ندارم باز تقدیمت کنم جان من! این جان بی وبلاگ مقدار کلمه وبلاگ شیدا کلمه مال تو ای که بی رحمانه زیبایی سفیر آفتاب! دل تمام هستی من بود، حالا ، مال تو لایه لایه چیده ام احساس ها را روی هم تا شده این شعر با احساس ، تنها، مال تو شعر اسد زارعی مرودشتی...

    ادامه مطلب
  • من خدایی دوست می دارم جهانی تر از این

  • نیلوبلاگ

    من وبلاگ خدایی کلمه می پرستم آسمانی تر ازاین قهرمانی با درفشی کاویانی تر از این رب رویاهای من دادار آب و روشنی است نازک اندیشی لطیف و پرنیانی تر از این کبریایی نیست چندان این خدای داعشی من امیری را هوا وبلاگ دارم کلمه کیانی تر از این در نظر وبلاگ دارم کلمه وبلاگ خدایی کلمه عاشق و افسانه ای پادشاهی صد برابر آرمانی تر از این کردگار فرقه ای مقبول کل خلق نیست من وبلاگ خدایی کلمه وبلاگ دوست کلمه می وبلاگ دارم کلمه وبلاگ جهانی کلمه تر از این شعر اسد زارعی مرودشتی ...

    ادامه مطلب
  • و چه سنگین به من آموخت زمان

  • نیلوبلاگ

    ماه من ! روشنی ماه منیر؛ سخت مدیون شب تاریک است؛ از سیاهی سخن شب زده دلگیر نشو! فارغ از حسرت دیروز وغم فردا باش؛ تا که امروز تو ، مات و متلاطمنشود! زندگی فرصت بی تکرار است اگر عاشق...

    ادامه مطلب
  • آنکه به جان من جلا داد تویی

  • نیلوبلاگ

    آنکه به جان من جلا داد ,تویی آنکه به سوی تو جلا کرد, منم آنکه مرا زخود رها کرد تویی آنکه دل از غیر تو وا کرد منم آنکه به من روی نکو داد تویی آنکه ز روی تو حیا کرد منم آنکه مرا حس وهنر داد ،تویی آنکه تو را غرق دعا کرد، منم . . . آنکه به جانم عشق افروخت تویی آنکه به عشق تو همه سوخت منم شعر اسد زارعی...

    ادامه مطلب
  • گل من ! شهد لبت شور شفا می بخشد

  • نیلوبلاگ

    گل من ! شهد لبت شور شفا می بخشد عطر تو بهتر از اکسیر بقا می بخشد گرمی مهر تو آنقدر لطیف است، عزیز! که به امثال صبا نیز وفا می بخشد . . . نازنینم! تو اگر ناز نمایی چه کسی؟ سر و سامان به من بی سر و پا می بخشد! تو نباشی من بی معرفت و سر به هوا به سر ساده ی من باد فنا می بخشد عرض کردم به خدا راز خداوندی چیست؟ گفت این جاذبه را عشق به ما می بخشد اگر ابلیس هم عاشق بشود بی کم و کاست حضرت عشق به او جاه وجلا می بخشد سایه ات کم نشود، برق نگاهت ای عشق! چه صفایی به دل آینه ها می بخشد شعر اسد زارعی مرودشتی ...

    ادامه مطلب
  • گل من ! شهد لبان تو شفا می بخشد

  • نیلوبلاگ

    گل من ! شهد لبان تو شفا می بخشد عطر تو بهتر از اکسیر بقا می بخشدگرمی مهر تو آنقدر لطیف است، عزیز! که به امثال صبا نیز وفا می بخشد . . . نازنینم! تو اگر ناز نمایی چه کسی؟ سر و سامان به من بی سر و پا می بخشد! تو نباشی من بی معرفت و سر به هوا به سر ساده ی من باد فنا می بخشد . . . عرض کردم به خدا راز خداوندی چیست؟ گفت این جاذبه را عشق به ما می بخشد اگر ابلیس هم عاشق بشود بی کم و کاست حضرت عشق به او...

    ادامه مطلب
  • گل من! شهد لبان تو شفا می بخشد

  • نیلوبلاگ

    گل من ! شهد لبان تو شفا می بخشد عطر تو بهتر از اکسیر بقا می بخشدگرمی مهر تو آنقدر لطیف است، عزیز! که به امثال صبا نیز وفا می بخشد . . نازنینم! تو اگر ناز نمایی چه کسی؟ سر و سامان به من بی سر و پا می بخشد! تو نباشی من بی معرفت و سر به هوا به سر ساده ی من باد فنا می بخشد . . عرض کردم به خدا راز خداوندی چیست؟ گفت این جاذبه را عشق به ما می بخشد اگر ابلیس هم عاشق بشود بی کم و کاست حضرت...

    ادامه مطلب
  • یک روزنه در پیله ی شب وا کردیم

  • نیلوبلاگ

    یک روزنه در پیله ی شب وا کردیم باشوق به سوی نور پر، وا کردیم چون شب زده و فسانه باور بودیم از سایه ی آفتاب پروا کردیم رباعی اسد زارعی ...

    ادامه مطلب
  • الهی دلی ده که عاشق شوم

  • نیلوبلاگ

    الهی دلی ده که عاشق شوم نشانی به دل تا شقایق شوم سری ده که گر سر شود شرط عشق نبازم من آن شرط ولایق شوم چنان مست خود کن که بی چشم وگوش توانا به درک حقایق شوم همان مست هشیار یکتا پرست که ...

    ادامه مطلب
  • یک عمر بریدیم و پریشان کردیم

  • نیلوبلاگ

    ای اره ! بیا درختکاری بکنیم تا زرد نمرده ایم ، کاری بکنیمبارانی و عاشق و دل انگیز شویم وین بوم برهنه را بهاری بکنیم احساس بکاریم ، و این باور را در جان تبر به دست ، جاری بکنیم بنگر به تن بی رمق و زخمی عشق! حق است تمام عمر زاری بکنیم یک عمر بریدیم و پریشان کردیم وقتش نرسیده بی قراری بکنیم؟ ای کاش! به قدری که جراحت زده ایم مرهم بنهیم و غم گساری بکنیم اسد زارعی ...

    ادامه مطلب
  • آنکه به جان من جلا داد تویی

  • نیلوبلاگ

    آنکه به جان من جلا داد ,تویی آنکه به سوی تو جلا کرد, منم آنکه مرا زخود رها کرد تویی آنکه دل از غیر تو وا کرد منم آنکه به من روی نکو داد تویی آنکه ز روی تو حیا کرد منم آنکه مرا حس وهنر داد ،تویی آنکه تو را غرق دعا کرد، منم . . . آنکه به جانم عشق افروخت تویی آنکه به عشق تو همه سوخت منم اسد زارعی ...

    ادامه مطلب
  • من بودم یک همنفس شوخ پری رو

  • نیلوبلاگ

    من بودم و یک همنفس شوخ پری رو در کلبه ی دنجی وسط جنگل خود رو هم جاذبه ی سرکش یک برکه ی آرام هم بوی خوش نسترن و نرگس و شب بو یک خلوت بی دغدغه در نم نم باران با چای تش هیزم و گفتار دو پهلو الخاصه کباب جگر بره ی وحشی با شربت سکر آور و ساقی گری او دل دادم و اندازه ی آن قلوه گرفتم سیراب ز لعل لب آن شوخ ، غزل گو تا یک وجبی وصل رسیدیم، ولی حیف! چپ کردم و بیدار شدم ، ... آه! پری کو؟ شعر اسد زارعی مرودشتی...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    من عاشق کاکتوس بودم یک عمر | من خودم بودم ویک حس غریب | من خودم بودم یک حس غریب |