اشعاراسد زارعی مرودشت جاری تر از رود کر

متن مرتبط با «ز شرم عشق خموشم» در سایت اشعاراسد زارعی مرودشت جاری تر از رود کر نوشته شده است

در هر وجب از خاک دهانی باز است

  • نیلوبلاگ

    هرثانیه سرو و سوسنی رفت از دستبر قلب شقایق غم یاسی بنشستدر روشنی سرشک باران بنگردر هر وجب از خاک دهانی باز است.شعر اسد زارعی مرودشتی...

    ادامه مطلب
  • دریاست ، زیاد ماه ناقص دیدست

  • نیلوبلاگ

    نوخاسته چون در دل افلاک نشستخود را متعال دید و دریا را پستدریا متلاطم نشد از نخوت اودریاست ، زیاد ماه ناقص دیدستشعر اسد زارعی مرودشت...

    ادامه مطلب
  • آسمان و اوج را هرگز نمی فهمی

  • نیلوبلاگ

    دایما تعریف و تمجید از شروران می کنیخاطر آزاده مردان را پریشان می کنیافتخارت کاسه لیسی سفره ی اهریمن استآدمیت را حراج لقمه ای نان می کنیجیره خوار جاهل و کودن مرید بی مرامراه استیلای ظالم را تو آسان می کنیدشتبانی دشت خان تا دشمنی با خوشه چیناین وقاحت را چطور از خویش پنهان می کنیدست بوسی خان چه لطفی داشت ای نوکر صفتکه این چنین با افتخار و شوق خان خان می کنیآسمان و اوج را هرگز نمی فهمی ، چرا؟چون قفس را وسعتی دلباز عنوان می کنی.شعر اسد زارعی مرودشتی....

    ادامه مطلب
  • نوروز به بوی مهر عطرآگین است

  • نیلوبلاگ

    نوروز به بوی مهر عطر آگین استاز جلوه ی نوروز زمین رنگین است تا روشنی ماه بلند از مهر استسبزی بهار هم از این آیین است شعر اسد زارعی مرودشتی + نوشته شده در ساعت 10 توسط شعر مرودشت . انجمن شاعران ایران  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • زندگی ،سادگی ، زلالی

  • نیلوبلاگ

    من ساده ی ساده ام ، تو هم ساده بمانتا ساده و آیینه شود دنیامان دنیای پر از آینه ، شاد است و زلال چون آبی آسمانِ بعد از باران.شعر اسد زارعی مرودشتی + نوشته شده در ساعت 21 توسط شعر مرودشت . انجمن شاعران ایران  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • کاش گاهی زندگی هم ناز ما را می کشید

  • نیلوبلاگ

    دست دادم ، مرگ بی انصاف دستش را کشیدشرم بر تو زندگی ، مرگم مرا قابل ندیدجان رنجور و رمیده در قفس آشفته استکاش در وا می شد و این مرغ وحشی می پریدزمهریر بی کسی و لرزش دستان تنگزندگانی پیله ی تاری به دور ما تنید زندگی گاهی چنان بی رحم می گردد که کوه کوه بی احساس می لرزد سراپا مثل بیدزیر بار عشوه های زندگی پشتم شکستکاش گاهی زندگی هم ناز ما را می کشیدشعر اسد زارعی مرودشتی + نوشته شده در ساعت 12 توسط شعر مرودشت . انجمن شاعران ایران  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • اندازه ی آفتاب قدمت دارد.

  • نیلوبلاگ

    پیوند خلیج و فارس ، شهرت داردمفهوم عمیقی که اصالت داردپیوند زلال آب با آیینهاندازه ی آفتاب قدمت دارد.شعر اسد زارعی مرودشتی + نوشته شده در ساعت 19 توسط شعر مرودشت . انجمن شاعران ایران  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • از جلوی نوروز زمین رنگین است

  • نیلوبلاگ

    نوروز به بوی مهر عطر آگین است از جلوی نوروز زمین رنگین است چون ماه که روشنایش از مهر است سبزی بهار هم از این آیین است شعر اسد زارعی مرودشت  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • دانای سبب سازی و بینای سبب سوز

  • نیلوبلاگ

    تسبیح تو گوییم که گویا وخموشی سرمست تو هستیم که هشیار و به هوشیما نقش ونگاریم و جهان پرده ی منقوشتو پرده بسازی و بخوانی و بپوشی  دانای سبب' href='/last-search/?q=سبب'>سبب سازی و بینای سبب سوز یعنی که تویی علت هر جوش و خروشی مسکین نرود از در و درگاه تو نومید شاهی ، به گدایان نکنی فخر فروشی لاقید اگر از جام تو نوشد همه ی عمربر جان بخرد عاشقی و خانه بدوشی سرگشته ی خود را ره ابرار نمایی دیوانه ی خود را خم اسرار بنوشی .شعر اسد زارعی مرودشت   بخوانید...

    ادامه مطلب
  • باقطره ی اشکی دل تو میلرزد

  • نیلوبلاگ

    ای آنکه شبیه مادری ، رحمانی زشتی ما را مدام می پوشانی با قطره ی اشکی دل تو میلرزد فردا ما را چگونه می سوزانی ؟ شعر اسد زارعی مرودشتی...

    ادامه مطلب
  • پابند به تو هرزه وهرجایی نیست

  • نیلوبلاگ

    تا یاد توام تلخی تنهایی نیست  چون یاد منی وحشت فردایی نیست تاریک شود جز تو اگر بیند چشم پابند به تو هرزه و هرجایی نیست شعر اسد زارعی مرودشتی Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • نوروز به بوی عشق عطر آگین است

  • نیلوبلاگ

    نوروز به بوی عشق عطر آگین استازجلوه ی آن دشت ودمن تزیین استتا روشنی ماه بلنداز مهر استسبزی بهار هم از این آیبن است شعر اسد زارعی مرودشتی...

    ادامه مطلب
  • عمری متنعم شدم از دولت جمعی

  • نیلوبلاگ

    چون قالب خاکی من از روح تهی شددر دامنه ای دور رهایش بنماییددر وادی کوهی که عقابان گرسنههر سوی روانند پی تکه غذاییباشد که بگرددسبب شادی جمعیخشنود کندحالی و خوشبوی هواییبیهوده چرا در سفر خاک بپو...

    ادامه مطلب
  • در مسیر معرفت خوف و خطر هم لازم است

  • نیلوبلاگ

    تازه فهمیدم که گاهی درد سر هم لازم استدر مسیر معرفت خوف و خطر هم لازم استبا گداز سینه ی ققنوس روشن شد که گاهدر هوای نو شدن سوز شرر هم لازم استتا نباشد جای ناکس بر فراز کوه عشقوادی حیرانی و زخم سف...

    ادامه مطلب
  • کاش آدم را نمی راند از جنان

  • نیلوبلاگ

    شکل تخم است این زمین و بی گماناهل آن تخمی تر است از شکل آنبا هبوط شوم موجودی پلشت بی ثبات و واژگون شد آسمانرنگ از رخسار آیینه پریددمدمی شد آفتاب مهربانگیج و حیران شد زمین و دور خویشدایما چرخ...

    ادامه مطلب
  • یک زندگی بی درد در شان بشر نیست

  • نیلوبلاگ

    آری عزیزم زندگی بی درد سر نیست یک زندگی بی درد در شان بشر نیستروح تهی از عشق مثل سایه ی سرد همراه تن می آید اما همسفر نیستخالی شدند از محتوا شیران در سیرکاین زندگی کردن به هر قیمت هنر نبستاز گرگ و میشزندگی می ترسم ، آری وقتی ته آن آفتابی جلوه گر نیست گفتی که سخت عاشق شدی، اما گل مندر دستهای سبز عاشق که تبر نیستمن طی دهها بار گردش گرد خورشیدروشن شدمسر قد دل صاحب نظر نیستشعر اسد زارعی مرودشتی...

    ادامه مطلب
  • جاری تر از رود کر

  • نیلوبلاگ

    مداحم و بند و بار خود را بستم با مدح به جمع اغنیا پیوستماین حال خوش و زندگی راحت را مدیون غم و مرگ ومصیبتهستماسد زارعی...

    ادامه مطلب
  • یک طلوع روشن و یک صبح زیبا مال تو

  • نیلوبلاگ

    یک وبلاگ طلوع کلمه وبلاگ روشن کلمه و یک صبح وبلاگ زیبا کلمه مال تو در شروعی سبز و وبلاگ روشن کلمه وبلاگ روشن کلمه ی ها مال تو ضمن تقدیم دلی آکنده از عطر بهشت هر چه وبلاگ زیبا کلمه یست در دستان دنیا مال تو هدیه ای در خور ندارم باز تقدیمت کنم جان من! این جان بی مقدار شیدا مال تو ای که بی رحمانه وبلاگ زیبا کلمه یی سفیر آفتاب! دل تمام هستی من بود، حالا ، مال تو لایه لایه چیده ام احساس ها را روی هم تا شده این شعر با احساس ، تنها، مال تو شعر اسد زارعی مرودشتی...

    ادامه مطلب
  • حتی اگر از فرط عبادت باشد

  • نیلوبلاگ

    این پینه که دال بر ریا کاری توست یا مفت خوری و داغ بی عاری توست حتی اگر از فرط وبلاگ عبادت کلمه وبلاگ باشد کلمه افراط گرایی و ز بیماری توست اسد زارعی مرودشتی...

    ادامه مطلب
  • زمهریر بی کسی و لرزش دستان تنگ

  • نیلوبلاگ

    دست دادم ، مرگ بی انصاف دستش را کشید شرم بر آواره گی ، مرگم مرا قابل ندید جان رنجور و رمیده در قفس آشفته است کاش در وا می شد و این مرغ وحشی می پرید وبلاگ زمهریر کلمه بی کسی و وبلاگ لرزش کلمه وبلاگ دستان کلمه تنگ زندگانی پیله ی تاری به دور ما تنید زندگی گاهی چنان بی رحم می گردد که کوه کوه بی احساس می لرزد سراپا مثل بید زیر بار عشوه های زندگی پشتم شکست کاش گاهی زندگی هم ناز ما را می کشید شعر اسد زارعی مرودشتی ...

    ادامه مطلب