تکیه کن بر شانه هایم ، تکیه گاه محکمی ستما بنای دوستی را بر صداقت چیده ایم
حضرت والا ، به اخلاص سیاوش شک نکنما که از شک تا یقین را شعله ور پوییده ایمعاشقی لولی وشیم و با وجود زخمهازندگی را پا به پای شعله ها رقصیده ایمدل به شوق نو شدن مستانه خاکستر شدستما به یُمن عاشقانه سوختن پاییده ایمگرچه ما هم آدمیزادیم اما ، آدمیمکی خلاف رای تو زین باغ سیبی چیده ایمما به عشق همنشینی با گل زیبا پرستمومنانه خار نفرت بار را بخشیده ایمپرتو چشم تو و اشک زلال چشم منبعد هر دیدار تو رنگین کمان ها دیده ایمجان به لطف
برچسب:
نویسنده: یگانه کریمی
تکیه'>تکیه کن دیوار قلبم تکیه گاهی محکم استاشعار اسد زارعی شاعر مرودشتی ( قطره ای اشک کم دغدغه قدری احساس) تکیه کن دیوار قلبم تکیه گاهی محکم استتکیه کن بر شانه هایم ، تکیه گاه محکمی ستما بنای دوستی را بر صداقت چیده ایمحضرت والا ، به اخلاص سیاوش شک نکنما که از شک تا یقین را شعله ور پوییده ایمعاشقی لولی وشیم و با وجود زخمهازندگی را پا به پای شعله ها رقصیده ایمدل به شوق نو شدن مستانه خاکستر شدستما به یُمن عاشقانه سوختن پاییده ایمگرچه ما هم آدمیزادیم اما ، آدمیمکی خلاف رای تو زین باغ سیبی چیده ایمما
برچسب:
نویسنده: یگانه کریمی


استاد صنایع غذایی حالافرمول شراب را بیاموز به مااستاد کدام مرد افکن تر استتلخی شراب خُلری یا ودکا؟شعر اسد زارعی مرودشتی
برچسب:
نویسنده: یگانه کریمی


در سرخوشی تمام هم هشیارمتا عاقل و سنجیده قدم بردارماما چه کنم ، چگونه ره بسپارمتا پای به روی رفتگان نگذارم.شعر اسد زارعی مرودشتی
برچسب:
نویسنده: یگانه کریمی


هرثانیه سرو و سوسنی رفت از دستبر قلب شقایق غم یاسی بنشستدر روشنی سرشک باران بنگردر هر وجب از خاک دهانی باز است.شعر اسد زارعی مرودشتی
برچسب:
نویسنده: یگانه کریمی


نوخاسته چون در دل افلاک نشستخود را متعال دید و دریا را پستدریا متلاطم نشد از نخوت اودریاست ، زیاد ماه ناقص دیدستشعر اسد زارعی مرودشت
برچسب:
نویسنده: یگانه کریمی


دایما تعریف و تمجید از شروران می کنیخاطر آزاده مردان را پریشان می کنیافتخارت کاسه لیسی سفره ی اهریمن استآدمیت را حراج لقمه ای نان می کنیجیره خوار جاهل و کودن مرید بی مرامراه استیلای ظالم را تو آسان می کنیدشتبانی دشت خان تا دشمنی با خوشه چیناین وقاحت را چطور از خویش پنهان می کنیدست بوسی خان چه لطفی داشت ای نوکر صفتکه این چنین با افتخار و شوق خان خان می کنیآسمان و اوج را هرگز نمی فهمی ، چرا؟چون قفس را وسعتی دلباز عنوان می کنی.شعر اسد زارعی مرودشتی.
برچسب:
نویسنده: یگانه کریمی
تکیه'>تکیه کن بر شانه هایم ، تکیه گاه محکمی ستما بنای دوستی را بر صداقت چیده ایمحضرت والا ، به اخلاص سیاوش شک نکنما که از شک تا یقین را شعله ور پوییده ایمعاشقی لولی وشیم و با وجود زخمهازندگی را پا به پای شعله ها رقصیده ایمدل به شوق نو شدن مستانه خاکستر شدستما به یُمن عاشقانه سوختن پاییده ایمگرچه ما هم آدمیزادیم اما ، آدمیمکی خلاف رای تو زین باغ سیبی چیده ایمما به عشق همنشینی با گل زیبا پرستمومنانه خار نفرت بار را بخشیده ایمپرتو چشم تو و اشک زلال چشم منبعد هر دیدار تو رنگین کمان ها دیده ایمجان به لطف
برچسب:
نویسنده: یگانه کریمی
برچسب:
نویسنده: یگانه کریمی
برچسب:
نویسنده: یگانه کریمی
برچسب:
نویسنده: یگانه کریمی