خبط اول قابل اغماض بود

خرید بک لینک

شکل تخم است این زمین و بی گمان

اهل آن تخمی تر است از شکل آن

با هبوط شوم موجودی پلشت

بی ثبات و واژگون شد آسمان

رنگ از رخسار آیینه پرید

دمدمی شد آفتاب مهربان

گیج و حیران شد زمین و دور خویش

دایما چرخید چون دیوانگان

گرم و سرد و روشن و تاریک شد

تا از این حیرت پدید آمد زمان

بعد از آن با اندر نی ملتهب

شد محل انتقام و امتحان

ابر از داغ زمین بغضش شکست

آب شد ، مهتاب بدر و پرنیان

الغرض ، حین کش و قوس فلک

رونمایی شد از انسان در جهان

لایه لایه جامعه آمد پدید

از غلام و برده و ارباب و خان

هرکسی بازی گر یک نقش شد

گرگ و سگ در نقش دزد و پاسبان

سیب شد ابزار کشف جاذبه

گندم ممنوعه شد قوت گران

قلب آدم پر شد از حس نیاز

پای تزویر و دروغ آمد میان

کشمکش ها در زمین بالا گرفت

بین ما و جمع از ما بهتران

بعد چندی از هبوط آدمی

پر شد از بوی تعفن کهکشان

لب مطلب ، آدمی آدم نشد

با هبوط و رنج و تبعید و زیان

خبط اول ، قابل اغماض بود

کاش آدم را نمی راند از جنان

هبط محصول ستیز و جنگ بود

جنگ ابلیس و خدای بیکران

شعر اسد زارعی مرودشتی

اشعاراسد زارعی مرودشت جاری تر از رود کر ...

ما را در سایت اشعاراسد زارعی مرودشت جاری تر از رود کر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 158 تاريخ: پنجشنبه 22 اسفند 1398 ساعت: 6:10

صفحه بندی