گل من ! شهد لبان تو شفا می بخشد
-
تاریخ: 1396/6/5 ساعت: 4:09
گل من ! شهد لبان تو شفا می بخشدxa0 عطر تو بهتر از اکسیر بقا می بخشدگرمی مهر تو آنقدر لطیف است، عزیز! که به امثال صبا نیز وفا می بخشد . . . نازنینم! تو اگر ناز نمایی چه کسی؟ سر و سامان به من بی سر و پا می بخشد! xa0تو نباشی من بی معرفت و سر به هواxa0 به سر ساده ی من باد فنا می بخشد . . . عرض کردم به خ...
گل من! شهد لبان تو شفا می بخشد
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 20:36
گل من ! شهد لبان xa0تو xa0شفا می بخشدxa0 عطر تو xa0بهتر xa0از اکسیر بقا می بخشدگرمی مهر تو آنقدر لطیف است، عزیز! که به امثال صبا xa0نیز xa0 وفا xa0می بخشد . . نازنینم! تو اگر ناز نمایی چه کسی؟ سر و سامان به من xa0بی سر xa0و xa0پا می بخشد! xa0تو نباشی من xa0بی معرفت و سر به هواxa0 به سر ساده ی من xa0...
می گفت بشر سیب خدا را خورده
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:03
[unable to retrieve full-text content]می گفت بشر سیب خدا را خورده xa0شیطان رجیم هم تمرد کرده xa0این سان شده که حضرت رحمان و رحیم xa0از خشم xa0دمار از همه در آورده xa0اسد زارعی
شل کن سر کیسه را معین ضعفا
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:03
[unable to retrieve full-text content]در بحث کرم که از همه پر حرف تری xa0واز فقر وغنای همه هم با خبری شل کن سر کیسه را ، معین ضعفا! xa0 تا خویش هم از خیر صفایی ببری xa0 اسد زارعی xa0
ارباب به پای پا پتی هیچ ، نپیچ
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:03
[unable to retrieve full-text content]ارباب به پای پاپتی هیچ ، نپیچ xa0 ما بی سر وپاییم نده گیر سه پیچ xa0یا نقد بده که خوب فرمان ببرم xa0یا باز فرستم که شود هیچ به هیچ xa0اسد زارعی
آیین امین جانمان تاتاریست
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:03
[unable to retrieve full-text content]xa0آشفته دلیم ، چون سرای تاریست xa0آیین امین جانمان تاتاریست xa0خوش بین به که باشیم هوای تبعیض xa0در باور حضرت عجل هم جاریست اسد زارعی
یک روزنه در پیله ی شب وا کردیم
-
تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 21:30
یک روزنه در پیله ی شب وا xa0کردیم xa0 xa0 باشوق به سوی نور xa0پر، وا xa0کردیم xa0چون شب زده xa0و xa0فسانه باور بودیم xa0از سایه ی آفتاب پروا کردیم xa0 xa0رباعی xa0اسد زارعی
از راز و نیاز با تو هم می ترسم
-
تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 21:30
از قهر تو و لشکر غم می ترسم xa0 از خویش و شکست xa0دم به دم می ترسم xa0آنقدر ستم دیده ام از خلق که گاه xa0 از راز xa0و نیاز xa0با xa0تو xa0هم xa0می ترسم xa0رباعی xa0 اسد زارعیxa0مرودشتی
زارعی! جان تو اشعار زمستانی نگو
-
تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 21:30
زارعی! جان تو اشعار زمستانی نگو! از پیامد های فقر و نامسلمانی نگو شعر می خواهی بگویی ، از گل و بلبل بگو از سرشک کودک کار و خیابانی نگو لیلی و فرهاد و چت ، شعر قشنگی میشود پس ، ز آمار طلاق و جرم و زندانی نگوxa0 از قد موزون یار و از لب خوش طعم زیدxa0 هر چه می خواهی بگو ، از رنج انسانی نگو محفل گرم غزل
الهی دلی ده که عاشق شوم
-
تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 21:30
xa0 xa0 xa0 xa0الهی دلی ده که عاشق شوم xa0 xa0 xa0 xa0 xa0xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 نشانی به دل تا شقایق شومxa0xa0 xa0 xa0 xa0 سری ده که گر سر شود شرط عشق xa0 xa0 xa0 xa0 xa0xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0نبازم من آن شرط ولایق شومxa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0چنان مست خود کن که بی چشم وگوش xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa...
چون ماه تمام ،آب شد چشمانم
-
تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 21:30
[unable to retrieve full-text content]حق داشتم از وصال می ترسیدمxa0 سنگینی بار هجر را می دیدمxa0 چون ماه تمام ، آب شد چشمانم از هرم غم گم شدن خورشیدم اسد زارعی xa0
یک عمر بریدیم و پریشان کردیم
-
تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 21:30
ای اره ! بیا درختکاری بکنیم تا زرد نمرده ایم ، کاری بکنیمxa0بارانی و عاشق xa0و دل انگیز شویم وین بوم برهنه را بهاری بکنیم احساس بکاریم ، و این باور راxa0 در جان تبر به دست ، جاری بکنیم بنگر به تن بی رمق و زخمی عشق! حق است تمام عمر زاری بکنیمxa0 یک عمر بریدیم و پریشان کردیمxa0 وقتش نرسیده بی قراری بک...
در دولت تو برای غم جایی نیست
-
تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 21:30
[unable to retrieve full-text content]در دولت تو برای غم جایی نیستxa0 شیدای تو دلواپس تنهایی نیست xa0 قربانی کبر نیز با xa0زاری گفت الحقxa0که جهان بی تو تماشایی نیستxa0 شعر اسد زارعی
آنکه به جان من جلا داد تویی
-
تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 21:30
آنکه به جان من جلا داد ,تویی xa0xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0آنکه به سوی تو جلا کرد, منمxa0 آنکه مرا زخود رها کرد توییxa0 آنکه دل از غیر تو وا کرد منم آنکه به من روی نکو داد توییxa0 آنکه ز روی تو حیا کرد منمxa0 آنکه مرا حس وهنر داد xa0،تویی xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 آنکه تو را غرق دعا کرد، منمxa0 . . . آنکه...
القصه خداوند شده فرع ، بشر!
-
تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 21:30
[unable to retrieve full-text content]هر فرقه دکانیست پر از فتنه و شر xa0ماموم xa0و امام جاهل و xa0تنگ نظر هر قوم به گرد قایمی در پی سود القصه خداوند شده فرع ، بشر!
گفتند بیا سجد به آدم بنما
-
تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 21:30
[unable to retrieve full-text content]ابلیس چو فهمید بنی آدم کیستxa0 از عاقبت زمین زیبا بگریست xa0 گفتند بیا سجده به آدم بنما xa0 گفتا نکنم سجده چو این آدم نیست
سر داده که سر خم نکند پیش خسان
-
تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 21:21
این سرو نکو قامت سر سبز روان xa0 xa0xa0 سر داده که سر خم نکند پیش خسان xa0عمریست که سر به آسمان ساییدست xa0کی چون علف هرز بخشکد زخزان! xa0 رباعی اسد زارعی مرودشتی
از گفتن راز با تو هم می ترسم
-
تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 21:21
از قهر تو xa0و هجوم غم می ترسم xa0 از خویش و شکست xa0دم به دم می ترسم xa0 آنقدر ستم دیده ام از خلق که گاه xa0 از گفتن راز xa0با xa0تو xa0هم xa0می ترسم xa0رباعی xa0 اسد زارعیxa0مرودشتی xa0xa0 xa0
من بودم یک همنفس شوخ پری رو
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 2:02
من بودم و یک همنفس شوخ پری رو در کلبه ی دنجی وسط جنگل خود رو xa0 هم جاذبه ی سرکش یک برکه ی آرامxa0 هم بوی خوش نسترن و نرگس و شب بو xa0 یک خلوت بی دغدغه در نم نم بارانxa0 با چای تش هیزم و گفتار دو پهلو xa0 الخاصه کباب جگر بره ی وحشی با شربت سکر آور و ساقی گری او xa0 دل دادم و اندازه ی آن قلوه گرفتمxa...
شرم عشق
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 2:02
بی شرم لبم روی لبانی لغزید xa0دریای دل عشق به شدت لرزید xa0 از ساحل چشمان ترش دور شوید xa0 یا منتظر موج مهیبی باشید xa0 اسد زارعی xa0