تازه فهمیدم که گاهی درد سر هم لازم است
در مسیر معرفت خوف و خطر هم لازم است
با گداز سینه ی ققنوس روشن شد که گاه
در هوای نو شدن سوز شرر هم لازم است
تا نباشد جای ناکس بر فراز کوه عشق
وادی حیرانی و زخم سفر هم لازم است
کوری از دوری یوسف امتحانی ساده بود
گاه در این آزمون قتل پسر هم لازم است
مثل سرعت گیر می ماند بلای گاه گاه
لرزه و طوفان و تاوان و ضرر هم لازم است
آب یخ بر صورت مدهوش می پاشند ، گاه
محض هشیاری آدم شوک شر هم لازم است
شاخه های خشک در جنگل اساس آفتند
پس برای حفظ سر سبزی تبر هم لازم است
شعر اسد زارعی مرودشتی
برچسب:
نویسنده: یگانه کریمی