سبز وخرم شده دشت و دمن از باد بهار
فصل روییدن گل گشته و گل گشتن خار
آسمان پاک و زلال
آفتابش خوش خُلق
نم نم از گریه ی ابر
نرم گردیده دل سخت زمین
چرخ موزون و روان می چرخد
دور شادی وشراب است و غزل خوانی و عشق
ناز آیینه و آب
*********
محفل سبز بهار
فرصت گردهمایی شمیم است وصبا
چه معطر شده تن پوش زمین
عطر وحشی حیات
همه جا پیچیدست
باز کن پنجره را
*****
وقت دلتنگی نیست
هر نفس یک نفس از فرصت ما می کاهد
لحظه ها سخت مقید به عبورند وشتاب
ومجال من وتو
شاید اندازه ی یک جرعه لبخند ومحبت باشد
نازنین باده بیار
*******
نازنین ، ای گل گلگون رخ ناز
لب گلگون تو و کاسه ی چشم من مست
گل و گلدان لب پنجره ای خواهد شد
این گُل سرخ شکوفا شده را می بینی،
از گِل مثل تویی روییدست
چشم برهم بزنی کاسه ی سخت سرمان
شده پیمانه ی بزم دگران
دم غنیمت بشمار.
شعر اسد زارعی مرودشتی
ما را در سایت اشعاراسد زارعی مرودشت جاری تر از رود کر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 81