دشت شبدر های وحشی ، صبح شالیزار ها
های و هوی گله داران ، شوق شالیکار ها
باغ های میوه با دیوار کوتاه و گلی
دستبرد کودکانه ، لکنت انکار ها
لذت غلطیدن در خاک و شادی شنا
ترس شیرین عبور از پهنه ی نیزار ها
عصر تابستان و رقص گرم کولی های مست
صافی صنعتگران و رونق بازار ها
دیدن دود اجاق خانه ها از دور دست
بوی نان تازه و عطر خوش دیوار ها
دوره ی فانوس ها و شب نشینی های شاد
روزگار سادگی و گرمی دیدار ها
قیل و قال بچه های دهکده ،
یادش بخیر ...
اسدزارعی
ما را در سایت اشعاراسد زارعی مرودشت جاری تر از رود کر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 88