کاش گاهی زندگی هم ناز ما را می کشید

خرید بک لینک

دست دادم ، مرگ بی انصاف دستش را کشید
شرم بر تو زندگی ، مرگم مرا قابل ندید

جان رنجور و رمیده در قفس آشفته است
کاش در وا می شد و این مرغ وحشی می پرید

زمهریر بی کسی و لرزش دستان تنگ
زندگانی پیله ی تاری به دور ما تنید

زندگی گاهی چنان بی رحم می گردد که کوه
کوه بی احساس می لرزد سراپا مثل بید

زیر بار عشوه های زندگی پشتم شکست
کاش گاهی زندگی هم ناز ما را می کشید
شعر اسد زارعی مرودشتی

+ نوشته شده در ساعت 12 توسط شعر مرودشت . انجمن شاعران ایران  | 

اشعاراسد زارعی مرودشت جاری تر از رود کر ...

ما را در سایت اشعاراسد زارعی مرودشت جاری تر از رود کر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 100 تاريخ: شنبه 29 بهمن 1401 ساعت: 10:56

صفحه بندی