عمری متنعم شدم از دولت جمعی

خرید بک لینک

چون قالب خاکی من از روح تهی شد

در دامنه ای دور رهایش بنمایید

در وادی کوهی که عقابان گرسنه

هر سوی روانند پی تکه غذایی

باشد که بگرددسبب شادی جمعی

خشنود کند حالی و خوشبوی هوایی

بیهوده چرا در سفر خاک بپوسد

بگذار فنایی بشود رمز بقایی

حالا که قرار است تنم در گل نمناک

پوسیده و پوسیده و کم کم بشود خاک

بگذار !

عیان باشد و یک دال دل افگار

از این تن بی جان ببرد سور وصفایی

در کاسه ی چشم و سر من سبزه بروید

تا مامن ساری شود و سایه سرایی

عمری متنعم شده از دولت جمعی

بگذار که جمعی برساند به نوایی

ای کاش !که هر عضو من عاشق وشیدا

گردد سبب زندگی و شور و شفایی.

شعر اسد زارعی مرودشتی

اشعاراسد زارعی مرودشت جاری تر از رود کر ...

ما را در سایت اشعاراسد زارعی مرودشت جاری تر از رود کر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 184 تاريخ: چهارشنبه 3 ارديبهشت 1399 ساعت: 18:48

صفحه بندی