یک زندگی بی درد در شان بشر نیست

خرید بک لینک

آری عزیزم زندگی بی درد سر نیست

یک زندگی بی درد در شان بشر نیست

روح تهی از عشق مثل سایه ی سرد

همراه تن می آید اما همسفر نیست

خالی شدند از محتوا شیران در سیرک

این زندگی کردن به هر قیمت هنر نبست

از گرگ و میش زندگی می ترسم ، آری

وقتی ته آن آفتابی جلوه گر نیست

گفتی که سخت عاشق شدی، اما گل من

در دستهای سبز عاشق که تبر نیست

من طی دهها بار گردش گرد خورشید

روشن شدم سر قد دل صاحب نظر نیست

شعر اسد زارعی مرودشتی

اشعاراسد زارعی مرودشت جاری تر از رود کر ...

ما را در سایت اشعاراسد زارعی مرودشت جاری تر از رود کر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 204 تاريخ: پنجشنبه 22 اسفند 1398 ساعت: 6:10

صفحه بندی