شرم بر آواره گی ، مرگم مرا قابل ندید
جان رنجور و رمیده در قفس آشفته است
کاش در وا می شد و این مرغ وحشی می پرید
وبلاگ زمهریر کلمه بی کسی و وبلاگ لرزش کلمه وبلاگ دستان کلمه تنگ
زندگانی پیله ی تاری به دور ما تنید
زندگی گاهی چنان بی رحم می گردد که کوه
کوه بی احساس می لرزد سراپا مثل بید
زیر بار عشوه های زندگی پشتم شکست
کاش گاهی زندگی هم ناز ما را می کشید
شعر اسد زارعی مرودشتی
اشعاراسد زارعی مرودشت جاری تر از رود کر ...
ما را در سایت اشعاراسد زارعی مرودشت جاری تر از رود کر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 222