نورانیت شب زدگان ، خبط خیال است

خرید بک لینک
با اینکه وصال مه و خورشید محال است

مهتاب چرا یکسره در فکر وصال است؟

این کولی شب گرد که خو کرده به ظلمت

کی در خور احساس خداوند جمال است

حیران زمین است نه سرگشته ی خورشید

بیهوده در اندیشه ی انوار کمال است

دم می زند از مذهب آیینه ، ولیکن

هم خانه ی اهریمن و مشتاق ضلال است

این هم که گهی ماه پی دعوت خورشید

خارج شده از جرگه ی شب ، جای سوال است

از بارقه ی مهر منور شده مهتاب

نورانیت شب زدگان ، خبط خیال است

افسوس که از سیطره ی جهل مرکب

تشبیه رخ ناز ، به مهتاب، مثال است

اسد زارعی مرودشتی

اشعاراسد زارعی مرودشت جاری تر از رود کر ...

ما را در سایت اشعاراسد زارعی مرودشت جاری تر از رود کر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 488 تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 15:39

صفحه بندی