زارعی! جان تو اشعار زمستانی نگو

خرید بک لینک
زارعی! جان تو اشعار زمستانی نگو!

از پیامد های فقر و نامسلمانی نگو

شعر می خواهی بگویی ، از گل و بلبل بگو

از سرشک کودک کار و خیابانی نگو

لیلی و فرهاد و چت ، شعر قشنگی میشود

پس ، ز آمار طلاق و جرم و زندانی نگو

از قد موزون یار و از لب خوش طعم زید

هر چه می خواهی بگو ، از رنج انسانی نگو

محفل گرم غزل جای دل و دلدادگیست

از ریا و دزدی و فقر و پریشانی نگو

بر لب سبز سواحل قهقه وچهچه بزن

از گرفتاران این دریای طوفانی نگو

ظلم و ظالم را تحمل کن بگو تقدیر ماست

شر نشو ، از دست های شر و شیطانی نگو

پا نکن در کفش دزدان عزیز و محترم

ها ، "شتر دیدی ندیدی " هر چه می دانی نگو

چشم و گوشت را ببند و ژست خوش بینی بگیر

بارک الله ! دیگر از ......................نگو

اسد زارعی مرودشتی

اشعاراسد زارعی مرودشت جاری تر از رود کر ...

ما را در سایت اشعاراسد زارعی مرودشت جاری تر از رود کر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 247 تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 21:30

صفحه بندی