در کلبه ی دنجی وسط جنگل خود رو
هم جاذبه ی سرکش یک برکه ی آرام
هم بوی خوش نسترن و نرگس و شب بو
یک خلوت بی دغدغه در نم نم باران
با چای تش هیزم و گفتار دو پهلو
الخاصه کباب جگر بره ی وحشی
با شربت سکر آور و ساقی گری او
دل دادم و اندازه ی آن قلوه گرفتم
سیراب ز لعل لب آن شوخ ، غزل گو
تا یک وجبی وصل رسیدیم، ولی حیف!
چپ کردم و بیدار شدم ، ... آه! پری کو؟
شعر اسد زارعی مرودشتی
اشعاراسد زارعی مرودشت جاری تر از رود کر ...ما را در سایت اشعاراسد زارعی مرودشت جاری تر از رود کر دنبال میکنید
برچسب: من عاشق کاکتوس بودم یک عمر,من خودم بودم ویک حس غریب,من خودم بودم یک حس غریب, نویسنده: بازدید: 326