تنها شدم از حس تعلق و نیاز
وای از غم سنگین تو و راه دراز
نشناختنم آینه ها ، آه ! چه کرد
بوران فراغ تو و پیری مجاز
با بالک احساس، پریدم با عشق
افسوس که مطمئن ، نبود این پرواز
زنجیر به بال دلکم خواهم بست
این کفتر ساده را چکارش با باز
دل خوار وپریشان شد و ... اما برگشت
آن عمر عزیز ، بر نمی گردد باز
ابریست دلم ، ولی نمی بارد چشم
ای مرد! چرا هق هق تو نیست مجاز؟!
اسد زارعی مرودشتی
اشعاراسد زارعی مرودشت جاری تر از رود کر ...
ما را در سایت اشعاراسد زارعی مرودشت جاری تر از رود کر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 477