
من ساده ی ساده ام ، تو هم ساده بمانتا ساده و آیینه شود دنیامان دنیای پر از آینه ، شاد است و زلال چون آبی آسمانِ بعد از باران.شعر اسد زارعی مرودشتی + نوشته شده در ساعت 21 توسط شعر مرودشت . انجمن شاعران ایران | بخوانید...
ادامه مطلب
دست دادم ، مرگ بی انصاف دستش را کشیدشرم بر تو زندگی ، مرگم مرا قابل ندیدجان رنجور و رمیده در قفس آشفته استکاش در وا می شد و این مرغ وحشی می پریدزمهریر بی کسی و لرزش دستان تنگزندگانی پیله ی تاری به دور ما تنید زندگی گاهی چنان بی رحم می گردد که کوه کوه بی احساس می لرزد سراپا مثل بیدزیر بار عشوه های زندگی پشتم شکستکاش گاهی زندگی هم ناز ما را می کشیدشعر اسد زارعی مرودشتی + نوشته شده در ساعت 12 توسط شعر مرودشت . انجمن شاعران ایران | بخوانید...
ادامه مطلب
آری عزیزم زندگی بی درد سر نیست xa0یک زندگی بی درد در شان بشر نیستxa0روح تهی از عشق مثل سایه ی سرد xa0همراه تن می آید اما همسفر نیستxa0خالی شدند از محتوا شیران در سیرکاین زندگی کردن به هر قیمت هنر نبستاز گرگ و میشxa0زندگی می ترسم ، آری xa0وقتی ته آن آفتابی جلوه گر نیست xa0گفتی که سخت عاشق شدی، اما گل xa0مندر دستهای سبز عاشق که تبر نیستمن طی دهها بار گردش گرد خورشیدروشن شدمxa0سر قد دل صاحب نظر نیستxa0شعر اسد زارعی مرودشتیxa0xa0xa0...
ادامه مطلب
من گاه گرفتار ندانم کاریست یا گاه اسیر رنج سهل انگاریست در بین مرض های روان رنجوری خود شیفتگی زشت ترین بیماریست ********************************* مجنون شد و با دیده ی تر رفت دلم دنبال هوای تازه تر رفت دلمxa0 گفتم سفر عشق پراز حادثه است نشنید و به دریای خطر رفت دلم ********************************* می ترسم از این که باز عاشق بشوم بی تاب تب و تاب دقایق بشوم می ترسم ازاین که مثل مجنون، ناکام انگشت نمای این خلایق بشوم ********************************** ای ماه بیا چشم مرا روشن کن باران بشو و جان مرا ...
ادامه مطلب