اشعاراسد زارعی مرودشت جاری تر از رود کر

متن مرتبط با «گاهی» در سایت اشعاراسد زارعی مرودشت جاری تر از رود کر نوشته شده است

تکیه کن دیوار قلبم تکیه گاهی محکم است

  • نیلوبلاگ

    تکیه کن بر شانه هایم ، تکیه گاه محکمی ستما بنای دوستی را بر صداقت چیده ایمحضرت والا ، به اخلاص سیاوش شک نکنما که از شک تا یقین را شعله ور پوییده ایمعاشقی لولی وشیم و با وجود زخمهازندگی را پا به پای شعله ها رقصیده ایمدل به شوق نو شدن مستانه خاکستر شدستما به یُمن عاشقانه سوختن پاییده ایمگرچه ما هم آدمیزادیم اما ، آدمیمکی خلاف رای تو زین باغ سیبی چیده ایمما به عشق همنشینی با گل زیبا پرستمومنانه خار نفرت بار را بخشیده ایمپرتو چشم تو و اشک زلال چشم منبعد هر دیدار تو رنگین کمان ها دیده ایمجان به لطف ...

    ادامه مطلب
  • کاش گاهی زندگی هم ناز ما را می کشید

  • نیلوبلاگ

    دست دادم ، مرگ بی انصاف دستش را کشیدشرم بر تو زندگی ، مرگم مرا قابل ندیدجان رنجور و رمیده در قفس آشفته استکاش در وا می شد و این مرغ وحشی می پریدزمهریر بی کسی و لرزش دستان تنگزندگانی پیله ی تاری به دور ما تنید زندگی گاهی چنان بی رحم می گردد که کوه کوه بی احساس می لرزد سراپا مثل بیدزیر بار عشوه های زندگی پشتم شکستکاش گاهی زندگی هم ناز ما را می کشیدشعر اسد زارعی مرودشتی + نوشته شده در ساعت 12 توسط شعر مرودشت . انجمن شاعران ایران  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • تشخیص سراب و آب ، گاهی سخت است.

  • نیلوبلاگ

    تعیین مسیر در دو راهی سخت استتفهیم تصورات واهی سخت استفهمیدن ناگهان نافهمی هاناگاه خروج از سیاهی سخت استزیرا که برای چشم آلوده به شبیکباره قبول روشنایی سخت استباز است در قفس ، ولیکن گاهیتصمیم پریدن و رهایی سخت استیک عمر مُقلد و نیندیشیدن برگشت ز راه اشتباهی سخت استدل در پی آب زندگانی گم شدتشخیص سراب و آب ، گاهی سخت است.شعر اسد زارعی مرودشتی + نوشته شده در ساعت 14 توسط شعر مرودشت . انجمن شاعران ایران  |  بخوانید...

    ادامه مطلب