
نوروز به بوی مهر عطر آگین استاز جلوه ی گل دشت و دمن تزیین استهرجا نگری نور خدا می بینیمیلاد خدا اول فروردین است شعر اسد زارعی مرودشتی + نوشته شده در ساعت 10 توسط شعر مرودشت . انجمن شاعران ایران | بخوانید...
ادامه مطلب
با فاصله ها عاطفه ها را مي كشت مي گشت و درد آشنا را مي گشت گڤتند كه مأمور غضبناك خداست مأمور خدا هم ضعفا را مي گشت شعر اسد زارعي مرودشتي...
ادامه مطلب
بر تن پاک شما روییده دستان خداxa0دم مسیحایید و بی پرواتر از پروانه ها xa0برسر بالین سهرابید پیش از واقعهنوشداروی بهنگامید ، هنگام بلاعاشقانه حاذقید و جوهر تدبیرتانxa0می زداید از نفسها تلخی تقدیر راای طبیبان تعالی ، مردم مرهم نهاد!لایق صدها درودید و هزاران مرحبازندگیتان مثل یاس و مرگتان چون مرگ قووه چه زیبا هست مرگ و زندگانی شما xa0شعر اسد زارعی مرودشتی...
ادامه مطلب
من وبلاگ خدایی کلمه می پرستم آسمانی تر ازاینxa0 قهرمانی با درفشی کاویانی تر از این رب رویاهای من دادار آب و روشنی است نازک اندیشی لطیف و پرنیانی تر از اینxa0 کبریایی نیست چندان این خدای داعشی من امیری را هوا وبلاگ دارم کلمه کیانی تر از این در نظر xa0 وبلاگ دارم کلمه وبلاگ خدایی کلمه عاشق و افسانه ای xa0 پادشاهی صد برابر آرمانی تر از این کردگار فرقه ای مقبول کل خلق نیست من وبلاگ خدایی کلمه xa0 وبلاگ دوست کلمه xa0می وبلاگ دارم کلمه وبلاگ جهانی کلمه تر از این xa0 شعر اسد زارعی مرودشتی ...
ادامه مطلب
گل من ! شهد لبت شور xa0شفا می بخشدxa0 عطر تو بهتر از اکسیر بقا می بخشد گرمی مهر تو آنقدر لطیف است، عزیز! که به امثال صبا نیز وفا می بخشد . . . نازنینم! تو اگر ناز نمایی چه کسی؟ سر و سامان به من بی سر و پا می بخشد! xa0تو نباشی من بی معرفت و سر به هواxa0 به سر ساده ی من باد فنا می بخشد عرض کردم به خدا راز خداوندی چیست؟ گفت این جاذبه را عشق به ما می بخشد اگر ابلیس هم عاشق بشود بی کم و کاست حضرت عشق به او جاه وجلا می بخشد سایه ات کم نشود، برق نگاهت ای عشق! چه صفایی به دل آینه ها می بخشد شعر اسد زارع...
ادامه مطلب
می گفت بشر سیب خدا را خورده xa0شیطان رجیم هم تمرد کرده xa0این سان شده که حضرت رحمان و رحیم xa0از خشم xa0دمار از همه در آورده xa0اسد زارعی...
ادامه مطلب
هر فرقه دکانیست پر از فتنه و شر xa0ماموم xa0و امام جاهل و xa0تنگ نظر هر قوم به گرد قایمی در پی سود القصه خداوند شده فرع ، بشر!...
ادامه مطلب
یک شبه قارون تر از قارون شدی ، بی اعتبار؟! xa0 xa0جیب مردم را زدی آخر، خبیث نابکار؟! xa0 کدخدا را دیده و ده را چپاول کرده ای؟ یا نهانی با نگهبانان تعامل کرده ای؟ xa0 تخم از ما بهترانی ، ای حرامی دم کلفت! که این چنین دایم طلب کاری و مست پول مفتxa0 xa0 در تقلب صاحب سبکی و استاد تمام در تعهد تابع نفسی و نامعقول و خام xa0 جامعه آلوده گشته از تنفس های تو راز خوشبختی) = جامعه __ تو xa0 بار خود را بسته ای، حالا برو تا باز ،ماxa0 جمع سازیم از برای سارق بعد از شما xa0 البته منظورم از سارق یل شبرو نبود چو...
ادامه مطلب