تکیه کن بر شانه هایم ، تکیه گاه محکمی ست
ما بنای دوستی را بر صداقت چیده ایم
حضرت والا ، به اخلاص سیاوش شک نکن
ما که از شک تا یقین را شعله ور پوییده ایم
عاشقی لولی وشیم و با وجود زخمها
زندگی را پا به پای شعله ها رقصیده ایم
دل به شوق نو شدن مستانه خاکستر شدست
ما به یُمن عاشقانه سوختن پاییده ایم
گرچه ما هم آدمیزادیم اما ، آدمیم
کی خلاف رای تو زین باغ سیبی چیده ایم
ما به عشق همنشینی با گل زیبا پرست
مومنانه خار نفرت بار را بخشیده ایم
پرتو چشم تو و اشک زلال چشم من
بعد هر دیدار تو رنگین کمان ها دیده ایم
جان به لطف نوشداروی نگاهت روشن است
ورنه ما با هر غروبی شوکران نوشیده ایم.
شعر اسد زارعی مرودشتی
برچسب:
نویسنده: یگانه کریمی