تنها شدم از حس تعلق و نیاز
وای از غم سنگین تو و راه دراز
نشناختنم آینه ها ، آه ! چه کرد
بوران فراغ تو و پیری مجاز
با بالک احساس، پریدم با عشق
افسوس که مطمئن ، نبود این پرواز
زنجیر به بال دلکم خواهم بست
این کفتر ساده را چکارش با باز
دل خوار وپریشان شد و ... اما برگشت
آن عمر عزیز ، بر نمی گردد باز
ابریست دلم ، ولی نمی بارد چشم
ای مرد! چرا هق هق تو نیست مجاز؟!
اسد زارعی مرودشتی
برچسب:
نویسنده: یگانه کریمی